تبليغاتX
برای آزادی و دموکراسی در ایران - آیا سناریویی در کار است ؟
دوباره می شود آری ، اگر شکسته شود / شبه سکوت و شبه ترسو یأس ما یاران

لینک مصاحبه های قاضی حداد

 http://www.rajanews.com/News/?32839

http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1172896


نکاتی پیرامون مصاحبه اخیر معاون امنیتی دادستان تهران

با خبرگزاری ایسنا

در تاریخ 12 /5/ 87 قاضی حسن حداد مصاحبه ای را با خبرگزاری ایسنا(كدخبر: 8705-05208)(ساعت14:31) و بالتبع رسانه ها و سایت های همسو انجام داد که هم در گفتار و هم در نحوه ی پوشش توسط خبرگزاری دولتی ایسنا حائز مطالب مهمی است ، که بازکاوی چند نکته و سوال کوچک آن که مربوط به دفتر تحکیم و دو عضو شورای مرکزی تحکیم است می تواند خالی از لطف نباشد .

تعمد در فراموشی

معاون امنیتی دادستان تهران دررابطه با دستگیری سال گذشته کلیه اعضای دفتر تحکیم ابراز داشته اند سال گذشته کلیه اعضای تحکیم وحدت در رابطه با بحث های 16 آذر و تجمعی که قرار بود برگزار کنند دستگیر شدند و پس از حدود 22 روز آزاد شدند .

1. دستگیری ساله گذشته دانشجویان تحکیمی ( هم شورای مرکزی و هم حاضرین در ادوار ) در رابطه با هیچ تجمعی نبوده است و همینطور در رابطه با 16 آذر نبوده است ، بلکه این دستگیری دقیقا در روز 18 تیر صورت گرفته

2. مدت زمان بازداشت دستگیر شدگان هم 22 روز نبوده است و یک ماه بوده است .

قاضی حداد مطمئنا فاصله ی زمانی بین 18 تیر تا 16 آذر را می داند و تفاوت موضوعی این دو روز را ، ابراز اینکه اعضای تحکیم در رابطه با 16 آذر دستگیر شده اند خیلی عجیب بنظر می رسد در برهه زمانی 16 آذر 86 دو عضو دیگر تحکیم در بازداشت به سر می بردند یعنی علی نیکونسبتی وعلی عزیزی که مدت زمان آن نیز نه 22 روز که اولی یک ماه و دومی 63 روز بوده است .

آنچه در این میان قابل تامل است اکراه در آوردن نام 18 تیر و یادآوری آنچه در این روز اتفاق افتاده است توسط مسئولین جمهوری اسلامی است ، که بنظر می رسد تلاشی است برای به فراموشی سپردن این روز ، که البته در اینکار هم موفق نمی شوند ، این را می توان از فضای به شدت امنیتی که هر سال در نزدیکی 18 تیر برقرار می شود پی برد و یا دستگیری هایی که هر سال در نزدیکی این روز و در رابطه با این روز صورت می گیرد که از ان جمله است بازداشت سلمان سیما ، مهدی خدایی و مجید اسدی و تعدادی از اعضای شورای عمومی تحکیم در مشهد که خوشبختانه بازداشت شدگان مشهد آزاد شده اند ولی بازداشت شدگان تهران هنوز آزاد نشده اند .

شبه مذاکره

ایشان صحبت از این کرده اند که شخصا با اکثر اعضای تحکیم صحبت کرده اند و نتیجه این صحبت ها چند نکته بوده است :

1. برای آنان گفته اند که فعالیت آنان تا کجا با مشکل مواجه نخواهد شد .

2. و بچه های تحکیم گفته اند « برای فعالیت مشکلاتی از نظر مکانی با وزارت علوم داشته اند » که با حراست وزارت علوم در این رابطه ایشان صحبت کرده اند

3. در پی صحبت با حراست وزارت علوم قرار شده است که « مكاني را در اختيار اين افراد قرار داده تا آنها بتوانند فعاليت‌هاي خود را در چارچوب و به طور صحيح انجام دهند »

در رابطه با ابن نکات خود مقاله ای مفصل می طلبد که صحیح تر آن است تا خود اعضای شورای مرکزی تحکیم نویسنده ی آن باشند ولی انچه در اینجا می توان ابراز داشت این است که صحبت هایی که می شود هیچگاه بدین صورت که قاضی حداد بنظر می رسد ابراز داشته اند نبوده است ، یعنی هیچ وقت مذاکره یا شبه مذاکره ای صورت نگرفته است و نمی گیرد ، بلکه همیشه صحبت ها در زندان و یا در دادگاه بوده است . مشکلات ما با وزارت علوم نیز تنها مربوط به مکانی برای فعالیت نیست . اصولا این وزارتخانه که به صورت سازماندهی شده در تلاش است تا انجمن های زیر مجموعه تحکیم را که انجمن هایی منتخب دانشجویان هستند از بین ببرد و غیر قانونی اعلام کند چگونه حاضر به در اختیار گذاشتن مکانی برای فعالیت به تحکیم می شود؟ فعالیت های وزارت علوم به صورت سازماندهی شده گویای این مطلب است که می خواهد تشکیلات تحکیم را تضعیف و حتی از بین ببرد و برای این مطلوبش نیز انجمن های تحکیم را غیر قانونی اعلام می کند ؛ دفاتر آنها را می گیرد ؛ مجوز فعالیت و برگزاری برنامه به آنهایی که غیرقانونی اعلام نشده اند نمی دهد و همینطور بودجه در اختیار آنها قرار نمی دهد .

پس ایا مسائل ما با این وزارتخانه تنها با یک دفتر حل خواهد شد ؟

فعالیت های وزارت علوم بر علیه تشکیلات تحکیم البته مزایای مثبت بسیاری نیز دارد که در جای خود بدان پرداخته ایم [1] و باز هم خواهیم پرداخت .

اما دررابطه با چارچوب فعالیت ها ، ما بر اصولی ایستاده ایم و فعالیت های ما در این اصول تعریف می شود که فعالیت های ما اگرچه در این شرایط به غایت دشوار کم بوده ولی در چارچوب صحیح بوده است .

 

با ما این را نگویید ما دل در گروی وطن بسته ایم

معاون امنیتی دادستان تهران در رابطه با دستگیری اخیر محمد و بهاره چنین گفته : « حدود سه چهار ماه پيش مشخص شد، محمد هاشمي و بهاره هدايت به عنوان دو عضو دفتر تحكيم، با برخي از گروه‌هاي ضدانقلاب خارج از كشور ارتباطاتي دارند. تحقيقات لازم در اين رابطه صورت گرفت و گزارش‌ها به‌طور جدي، بررسي و موضوع ارتباط با برخي از گروه‌هاي ضدانقلاب خارج از كشور ثابت شد. هم‌چنين مشخص شد كه اقدامات حمايتي از سوي اين گروه‌ها نسبت به اين افراد نيز صورت گرفته است. اين اتهام به اين دو نفر، تفهيم و خود آنها نيز ارتباطات انجام شده را قبول دارند؛ اكنون پرونده در شعبه‌ي اول بازپرسي دادسراي امنيت در حال رسيدگي است. البته اين‌گونه نيست و نمي‌توان گفت كه همه‌ي اعضا اين ارتباط را داشته يا اطلاع داشته‌اند.»

 

1. آقای حداد ، تشکیلات دادستانی و مجموعه وزارت اطلاعات بهتر از هر گروهی می دانند که تحکیم یک مجموعه شفاف و شیشه ای است و چیزی برای پنهان کردن ندارد . سیاست ها و برنامه های آن کاملا علنی هستند و چیزی برای مخفی کردن ندارد ، اصولا این مجموعه یک مجموعه ی زیر زمینی نیست و کاملا رفتارش علنی است . آنها خود بهتر از هر کسی می دانند که تحکیم در میان جریان های دانشجویی یک مجموعه ی میانه رو است و فعالیت های آن کاملا مدنی و مسالمت آمیز است . دانشجویان تحکیمی خود را ملزم به پیشبرد اصلاحات می دانند و در این مسیر نیز هزینه های زیادی پرداخته اند .

2. مجموعه ی تحکیم مجموعه ای است که دل در گروی پیشرفت و آزادی برای وطن دارد و در این مسیر نیز حرکت می کند ، اتحاد و یکدلی در این مسیر در میان تمامی اعضای این تشکل کاملا پذیرفته شده است و بر سر آن هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند . اگر هم اختلافی باشد بر سر مسیر و روش حرکت است که مسالمت امیز و مدنی بودن ان نیز کاملا در میان اعضا پذیرفته شده است .

3. تحکیم یک مجموعه ی دوست داشتنی و دوستانه است ، همدلی میان اعضای آن علی رغم اختلافات وجود دارد و اعضای ان چنان آرمان خواه هستند که هیچ کس در داخل مجموعه به حسن نیت در رفتار هیچکدام از اعضا شکی ندارد حتی اگر از منظر ایدئولوژیک و یا روشی کاملا در مقابل یک دیگر هم بایستند باز هم در حسن نیت هم شک نمی کنند مگر نفرات و جریاناتی خارج از مجموعه که نسبت به این مجموعه غرضی و مرضی دارند و بدنبال این هستند تا ان را به مجموعه ای تحت فرمان و یا همراه خود تبدیل سازند .

4. تحکیمیان تنها دل در گرو آرمان ها دارند و نه در گروی جریانات و اشخاص

5. اینها را مقدمتا گفتم تا بگویم محمد و بهاره نیز چنین اند ، به کسانی که دل در گروی وطن دارند چنین وصله هایی نمی چسبد ، اینکه کسانی در این مجموعه هم باشند که بدون اطلاع « همه‌ي اعضا اين ارتباط را داشته » باشند نیز برای فعالین این مجموعه غیر قابل پذیرش است آن هم دو عضو برجسه ی این تشکیلات که یکی دبیر تشکیلات آن و دیگری دبیر کمیسیون زنان و دبیر واحد حقوق بشر ان است .

6. جریانات و گروه های ضد انقلاب در خارج کشور به صورت متشکل تنها گروه مجاهدین خلق و گرو ه های سلطنت طلب هستند که اتهام همکاری وحتی ارتباط با این گرو ه ها برای مجموعه ای مثل مجموعه ی تحکیم تنها یک اتهام خنده دار و نچسب است ، اختلاف ایدئولوژیک با این گرو ه ها چنان وسیع است که حتی فکر اینکه ممکن است با این مجموعه ها کوچکترین ارتباطی هم برقرار شود به ذهن خود انان هم نمی رسد ، و این مساله تنها می تواند بعنوان فرضیه ای امنیتی برای مسئولان اطلاعاتی جمهوری اسلامی همیشه باشد ولی اینکه این فرضیه برای آقای معاون امنیتی دادستان – ان هم پیش از هرگونه دادگاهی - به اثبات برسد تنها می تواند برای عملی کردن یک سناریو پیش ساخته معنا دهد و البته اینکه پیش از برگزاری دادگاهی علنی رای به اثبات فرضیه ای بدهیم واقعا جای تعجب دارد و تعجب بیشتر زمانی است که یک قاضی چنین حرفی بزند .

7. گرو ه های خارج از کشور شامل گرو ه های حقوق بشری هم هستند که نمی توان آن ها را گرو ه های ضد انقلاب دانست ، مگر اینکه فعالیت حقوق بشری از منظر تصمیم گیرندگان امنیتی جمهوری اسلامی جدیدا معنای فعالیت ضد انقلابی هم پیدا کرده باشد ، که در آن صورت این مسئولین بطور غیر مستقیم مخالفت خود با حقوق بشر را پذیرفته اند .

8. محمد هاشمی در مدت زمان ابرازی آقای حداد یعنی 3 ، 4 ماه گذشته بدلیل درگیری در مشکلات شخصی از جمله بیماری مادرش و همینطور امتحانات و درس فعالیت چشمگیری نداشت و تنها پس از رهایی از امتحانات و یک هفته پیش از دستگیری بود که فعال شده بود . بهاره هدایت نیز که این اواخر در جستجوی خانه ای برای شروع زندگی مشترک با همسرش بود و تازه آن خانه را یافته بود و قرار بود در عید مبعث پیامبر اعظم به خانه خود برود که البته این زمان را در زندان گذراند .

9. صحبت های آقای متین راسخ بازپرس شعبه اول دادسرای امنیت قبل از این حاکی از این بود که محمد و بهاره اتهامات خود را نپذیرفته اند ، در این مدت چه بر آنها رفته است که قاضی حداد صحبت از پذیرفتن این اتهام از طرف انها می کند ؟

10. تا آنجا که حافظه یاری می کند می دانم که همیشه ما مورد انتقاد گرو ه های ضد انقلاب فوق الذکر بوده ایم به کندروی ، حاکمیت ساخته بودن و مواردی از این دست ، از چه زمانی حمایت از تشکیلات تحکیم به عمل امده است ؟! در ثانی ایا بر فرض هم که حمایتی بوده باشد – که نبوده – آیا به معنای وجود ارتباط است ؟

 

 

ما جزو کدامیک هستیم ؟

 

ماهیت خبرگزاری ایسنا مدت هاست که برای فعالین دانشجویی بعنوان یک خبرگزاری ضد دانشجویی و دولتی شناخته است و از این نظر این خبرگزاری کاملا بی آبرو است و از این نظر این خبرگزاری دیگر مورد خطاب قرار نمی گیرد ولی جالب اینکه این خبرگزاری از نظر اصول ساده ی حرفه روزنامه نگاری هم دچار مشکل است . مثلا در این خبر ، در لید خبرآمده است : « معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب تهران به تشريح برخي از پرونده‌هاي مهم در رابطه با حادثه‌ي بمب‌گذاري در حسينيه شيراز، انفجار هتل جهان در تهران، تشكيلات غيرقانوني بهاييون، اراذل و اوباش، برخورد با سايت‌هاي مستهجن و تجمعات اخير پرداخت » و بعد بلافاصله به صحبت های اخیر قاضی حداد درباره محمد هاشمی و بهاره هدایت پرداخته است ، سوال ما این است : محمد و بهاره و تشکیلات تحکیم جزو کدام یک از این موارد هستند ؟

مگر اینکه فعالیت حقوق بشر و انسانی و ظلم ستیزانه نیز جدیدا معنای اراذل و اوباش پیذدا کرده باشد .

در جایی از خبر از قول معاون محترم امنیتی دادستان تهران آمده است : « بنده طي دو سه جلسه به طور مفصل با اكثر اعضاي دفتر تحكيم صحبت كرده { ام } و با ترسيم خطوطي بيان شد {کرده ام } كه فعاليت آنان تا چه ميزان با مشكل مواجه نمي‌شود » قاضی حداد به عنوان منبع این خبر بطور شفاف و معلوم جملات خود را بیان کرده است ، بیان جملات معلوم قاضی حداد با افعال مجهول چه معنایی می دهد ؟

بیان این جملات بدین صورت این طور بنظر می رساند که منبعی مجهول موضع رسمی حاکمیت جمهوری اسلامی را به دانشجویان اعلام کرده است که این صحیح نمی باشد .

 

موخره :

پیش از این نیز از این دست اتهامات بسیار به فعالان دانشجویی زده شده است ولی ما همیشه ثابت کرده ایم که این دست اتهامات در مورد ما درست نمی باشد ، و مطمئنیم که محمد و بهاره نیز همانطور که ما در مورد آنان چنین مطمئنیم با روحیه بالای خود این مساله را ثابت خواهند کرد.



[1] - در این زمینه می توان به مقاله ی مهدی عربشاهی در اردیبشهت ماه 86 منتشره در وبلاگش با عنوان انجمنهای اسلامی و رویکرد جنبشی و همینطور مصاحبه ای مختلف محمد هاشمی اشاره کرد .


نوشته شده توسط فرید هاشمی  در ساعت 16:14 | لینک  |