تبليغاتX
برای آزادی و دموکراسی در ایران - کارگزاران آرمان خواهی (1 ) جنبش دانشجویی تیر 1378 تا خرداد 1382
دوباره می شود آری ، اگر شکسته شود / شبه سکوت و شبه ترسو یأس ما یاران

 

مقدمه ی جنبش دانشجویی

از تیر 1378 تا خرداد 1387

توضیح نگارنده – از مدتی پیش که بطور ناخواسته و برخلاف برنامه زمان بندی شده ام نوشتن درباره جنبش دانشجویی ایران را آغاز کردم نوشته های من با واکنش های متفاوتی از طرف گروه های مختلف مواجه شد عمده ی انتقاداتی که در مخالفت با نظر من نوشته شد به قدری سطحی بود که برایم مسجل بود که تنها به قصد مخالفت شخصی با نویسنده و یا نامیدی و دور افتادگی از فضا ابراز می شوند . نوشته های من که خود نیز معترفم نه در سر فرصت که در زمانی کوتاه به نگارش درامد و انطور که باید و شاید بدان ها نپرداخته بودم و آنطور که دوست دارم هنوز زمانی دست نداده که بر آنها عمیق شوم مسلما سرشار از ایراد است ولی از آنجا که نزدیک به 9 سال است با جنبش دانشجویی ایران نفس می کشم و حتی لحظه ای نیز در این بازه از آن جدا نبوده ام بر درستی آنها اصرار دارم ، من صحبت از مقدمه های فصلی تازه در جنبش دانشجویی ایران می کنم و از آن نیز استقبال می کنم ولی صحبت در این مورد لازمه اش گویا در ابتدا اثبات چیزی به نام جنبش دانشجویی و اصولا چیزی به نام جنبش اجتماعی برای عده ای در ایران است که بسیاری از منتقدین من و نوشته هایم بدان ها با دیده ی تردید می نگرند . تا پیش از این فکر می کردم اهمیت جنبش های اجتماعی بطور عام و جنبش دانشجویی بطور خاص برای فرایند دموکراتیزاسیون در ایران بر کسی پوشیده نباشد . اشتباه می کردم ، برای آنان می گویم که هنوز فرصتی برای عمیق تر شدن در این باب نیافته ام ولی امیدوارم سریع تر این زمان را بدست آورم تا بتوانم به این باب که باید اول بدان پرداخته می شد نیز بپردازم . ان شاء الله در فرصتی بهتر

هنگامی که در سال 1357 انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید تعداد دانشجویان کل کشور کمتراز 100 هزار نفر بودند ولی با این همه این دانشجویان در ثبت این رخداد بزرگ تاریخی نقش بزرگ و پر رنگی را ایفا کردند . در دوم خرداد 1376 زمانی که خاتمی به ریاست جمهوری ایران رسید و فصل اصلاحات در ایران آغاز شد تعداد دانشجویان ایران 5/1 ملیون نفر بودند و البته نقشی بسیار پررنگ در رخداد دوم خرداد نیز بازی کردند .

امروز تعداد دانشجویان بسی فراتر از این عدد و رقم ها است و احتمالا تعداد دانشجویان ایران به بیش از  3 ملیون نفر برسد .

نقاط سرنوشت ساز در تاریخ معاصر این سرزمین را نمی توان بدون نقش جنبش دانشجویی واکاوی کرد و شناخت . اینکه ابتدا مردم از اصلاحات جدا شدند یا ابتدا دانشجویان دقیقا مشخص نیست و شاید این جدایی در یک زمان اتفاق افتاد ولی در هر صورت جدا شدند ( جدایی ای که محصول نا امیدی از پیشروی فرایند اصلاحات و ناامیدی از توانایی مسئولین اصلاحات در این پیشبرد بود ) ، نکته مهم این است پیروزی فرایند های اجتماعی – سیاسی ایران مدرن را نیز نمی توان بدون دانشجویان رقم زد .

جنبش دانشجویی همانطور که در نقاط عطف تاریخی تاثیر گذار بوده است خود نیز دارای نقاط عطفی است ، نقاط عطفی که از این جنبش در تاریخ به یادگار ثبت می شود و همیشه مورد مطالعات تاریخی جامعه شناسان قرار می گیرد و از آن جمله است تیر 1378 تهران و تبریز ؛ و خرداد 1382 سراسر کشور .

نقاط عطف جنبش دانشجویی اگرچه جزو پیروزی های بزرگ اجتماعی به شمار نمی آیند ولی مسلما بسیار از قبل خود تاثیر پذیرفته اند و بسیار در بعد از خود تاثیر گذار گشته اند و حکایت از تغییرات بزرگ اجتماعی می کنند و البته در تاریخ پس از خود نیز تاثیر گذار خواهند بود .

به درستی گفته می شود که پیشبرد جنبش اصلاحی دوم خرداد تا پیش از شروع مجلس ششم بر عهده ی روزنامه های اصلاح طلب وجنبش دانشجویی بعنوان دو بال اصلاحات بود . – و اصولا من معتقدم نقطه ی مرگ اصلاحات از فرو افتادن همین دو بال در تیر 1378 و اردیبهشت 1379 و تکیه به مجلس ششم آغاز شد - 

نقاط عطف تاریخی جنبش دانشجویی همیشه از یک بهانه آغاز می شوند ؛ بهانه ای که همیشه از اشتباهات حریف حاکم بدست می آید و همیشه نیز این اشتباهات فراوانند . تیر 1378 از حمله ی وحشیانه به کوی دانشگاه آغاز شد . خرداد 1382 از اعتصاب غذای دانشجویی و در اعتراض به خصوصی سازی دانشگاه ها و عجبا که همیشه این بهانه ها نسبتی نیز با غذا می یابند ، اولین اعتراضات دانشجویی در تاریخ ایران از همان آغاز دانشگاه یعنی سال های پیش از 1332 تا امروز همیشه بهانه ای برای شروع داشته اند و همیشه نیز پیوندی با غذا ، ولی این بهانه و این نقاط شروع هیچگاه به خاطر نمی مانند آنچه می ماند همان اعتراضات است و همان مطالبات و اتفاقا مسیر درست تحلیل نیز همین فراموشی بهانه ها ست ، همین فراموشی پیوند اعتراض با غذا ، در غیر این صورت جز آنکه نتیجه بگیریم که این اعتراضات واقعا برای غذا است چاره ی دیگری نداریم و چه بسیارند کسانی که این اشتباه را می کنند .

تیر 1378

منتقدین امروز جنبش دانشجویی ادامه دهندگان راه همان کسانی هستند که حتی تیر به یاد ماندنی را نیز حرکتی از نوع شورش (rebellion  ) ارزیابی می کنند و نه جنبش ( movement  ) در واقع اینان همان کسانی هستند که به بهانه ها و پیوند ها توجه می کنند و نه واقعیت ها ، آنها نوک قله ای را که از آب بیرون مانده است می بینند و به کوهی که در زیر آن خفته است توجهی نمی کنند .

تیر به یاد ماندنی کمکی بود برای پیشبرد اصلاحات ، در آن برهه از زمان هنوز همه از « صداقت » خاتمی صحبت می کنند ، تیر به یاد ماندنی حاصل امید به ادامه ی اصلاحات حکومتی محور ، انتخاباتی محور و خاتمی محور بود . اصلاحاتی که همه چیز تا پیش از آن از پیروزیش حکایت می کرد و تنها گاهی به موانعی برخورد می کرد که شور اجتماعی به این طور تلقین می کرد که این موانع تاب مقاومت نخواهند داشت  . جنبش دانشجویی برای برداشتن آن موانع وارد عمل شد ، و شاید اگر محافظه کاری و فریبکاری اصلاح طلبان نبود نیز در همان زمان پیروزی را در آغوش می گرفت . هرچند پیروزی هایی که دفعی بدست بیایند پایدار نخواهند بود .

جنبش دانشجویی ایران سر مست از پیروزی بزرگ دوم خرداد و نقش مهم خود در این پیروزی و پیشبرد اصلاحات بود بدنه آن قوی و فربه بود و مزه ی شکست را تجربه نکرده بود و اصلا با مفهوم شکست بیگانه بود . گفتمانش رادیکال تر بود و امیدهایش افزون تر ، خواسته هایش بزرگ بود و از دانشگاه های بزرگ حرکت خود را اغاز می کرد . تحرکش نه در دانشگاه که در خیابان صورت می گرفت چون خواسته هایش را نه در دانشگاه که در جامعه دنبال می کرد و پیامش را نه به گوش دیگر دانشجویان که می خواست به گوش جهانیان برساند .

آن روزها اگر کسی به خیابان امیر آباد سر می زد از چهار راه جلال ال احمد تا کوی پزشکی و فاطمیه دانشگاه تهران جمعیت می نشست . بین عامه مردم تهران منطقه ی جغرافیائی ای که در محدوده ی میدان فردوسی در شرق ، بازار در جنوب ، خیابان بهبودی در غرب و خیابان امیر آباد در شمال واقع شده بود به منطقه ی جنگی معروف شده بود . جبهه بندی نیروها مشخص بود و اردوگاه های متخاصم رو به روی یکدیگر صف آرایی کرده بودند .

در قدرت بودن روزنامه های اصلاح طلب و جنبش دانشجویی از 18 تیر 1378 یک تراژدی و یک حماسه فراموش نشدنی ساخت . روزنامه های اصلاح طلب نشاط ، صبح امروز و خرداد در این برهه از زمان با چاپ 3 و حتی 4 شماره در طول روز ، همراه با عکس و گزارشات تفصیلی کمک زیادی برای در جریان قرار گرفتن مردم از این حادثه می کردند . آنچه 18 تیر 1378 را از دیگر حوادث مشابه متمایز می سازد . علاوه بر انسجام اجتماعی و امید اجتماعی این برهه از زمان در بین مردم ایران ، همراهی و همگامی روزنامه ها و دانشجویان نیز هست . فروش روزنامه های 50 تومانی بین 300 تا 1000 تومان حکایت از عطش سیری ناپذیر مردم برای در جریان اطلاعات و اخبار قرار گرفتن می دهد . مسلما 18 تیر 1378 عامل بسیار مهمی در بالا رفتن مجموع تیراژ روزنامه های اصلاح طلب به بیش از 1 ملیون نسخه در روز بود . دانشجویان ، روزنامه ها و مردم فکری از شکست در سر نداشتند . تیتر روزنامه ها تا روز دوشنبه 21 تیر 1378 بسیار آتشین است و در این روز است که روزنامه ها اتش توپخانه خود را به یک باره خاموش می کنند و ناگهان دانشجویان و مردم را در این میانه تنها می گذارند .

در روز دوشنبه 21 تیر ماه فاز اول شکست اصلاحات خیابانی رقم خورد و شوک ناشی از این شکست چنان سنگین بود که دانشگاه برای 3 سال در نمای بیرونی سکوت کرد ولی این سکوت سکوتی صرفا بیرونی بود . دانشگاه نگاهی به درون داشت .

 

آبان 1381

دانشجویان ورودی 81 دانشگاه های ایران هنوز به دانشگاه وارد نشده اعتراضات دانشجویی را تجربه کردند ، چیزی که برای هیچ ورودی دیگر تا پیش از این اتفاق نیفتاده بود ، دانشگاه هیچگاه تا پیش از این اعتراض را در آبان تجربه نکرده بود و داشتن این تجربه ناشی از صدور حکم اعدام برای آزادی و اندیشه بود . حکم اعدام یک قاضی همدانی برای دکتر هاشم آقاجری بخاطر سخنرانی تحت عنوان « دکتر علی شریعتی و پروتستانتیسم اسلامی » صورت می گرفت . حکمی که کروبی « ننگینش » خطاب کرد و خاتمی « حکمی که هرگز اجرا نخواهد شد » ولی صدور این حکم در آبان 1381 باعث شد تا دانشگاه ها بار دیگر به تحرک در آیند . اعتراضات آبان 81 را می توان سراسری ترین اعتراض درون دانشگاهی کشور خطاب کرد . هیچگاه دانشگاه های ایران چنین اعتراض گسترده ی را تجربه نکرده بودند و بی شک دفتر تحکیم وحدت و مجموعه ی انجمن اسلامی های سراسر کشور قدرت نمایی شگرفی در سازماندهی این اعتراضات از خود نشان دادند . این روزگاری است که « صداقت » خاتمی زیر سوال رفته ولی همچنان امیدها از او « صراحت » می خواهد ، صراحتی که هیچگاه اتفاق نیفتاد . تحرکات آبان 1381 تحرکاتی درون دانشگاهی – خیابانی بود . هیچگاه دانشگاه این چنین متحد بپا نخواسته بود . با اینکه اخبار تحرکات دانشجویی این زمان کمتر امکان پوشش پیدا می کرد ولی باز خبر انقدر مهم بود که به صورت شفاهی در بین مردم پخش شود . نگاه رسانه های اصلاح طلب در این برهه از زمان کاملا به سوی مجلس و دولت اصلاحات است و خود از تیزی و صراحت چندانی برخوردار نیستند . آنچه در این میان قدرت دانشگاه را افزایش می دهد متحد و یکدست بودن تمام نیروهای متکثر دانشجویی در زیر پرچم انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت و همچنین نشریات دانشجویی است که رسالت روزنامه های اصلاح طلب را به دوش می کشند . هیچ برهه ای از زمان مثل این روزها دانشگاه پر از نشریه نیست . بار تکثر جنبش دانشجویی کاملا بر عهده ی نشریات است . نشریاتی که همه نوع رنگی دارند از قومی و کارگری تا زنان و اصلاح طلب ، از سیاسی و صنفی تا فرهنگی و اجتماعی و تحلیلی و اندیشه ای .

سال 1381 زمانی است که کاریزمای خاتمی در حال کمرنگ شدن است و نفرت ها از اصلاح طلبان و اصلاحات حکومتی در حال فزون یافتن .

آنچه در آبان 1381 اتفاق افتاد نه نشان از پیروزی داشت و نه شکست ، بلکه بیش از هر چیز وضعیت تعلیق را در ذهن می آورد . در حالی که دانشجویان در عطش اعتراض می سوختند ناگهان با دستگیری 24 ساعته اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم همه جا را سکوت گورستانی فرا گرفت و ناگهان همه چیز تمام شد . نه حکمی لغو شد ، نه کسی استعفا داد ، نه دگرگونی رخ داد . ناگهان همه جا را سکوت فرا گرفت ... . مثل همیشه هیأتی برای پیگیری خواسته های دانشجویان شکل گرفت که به دیدار نماینده های مجلس ششم می رفت . خاتمی مثل همیشه قول هایی برای عمل نشدن داد ولی ...

خرداد 1382

خرداد 1382 اگر از تیر 1378 بزرگتر نبود کوچکتر هم نبود . اینکه واقعا در 22 خرداد 1382 چه اتفاقی افتاد که ناگهان اعتراضات آغاز شد را کسی نمی داند . ظاهرا جنبش حرکت خود را در اعتراض به خصوصی شدن دانشگاه ها آغاز کرد . بهانه ای که خود بهتر از هر کس می دانستند که بهانه ای بیش نیست . خرداد 1382 نتیجه ی مستقیم ناامیدی از اصلاحات بود . در زندان بازجویان از دانشجویانی که دستگیر می شدند می خواستند تا پاسخگوی 3 سوال باشند :

  1. اگر اعتراض به خصوصی سازی دانشگاه ها بود چرا با اعتصاب غذا این اعتراض نشان داده شد ؟
  2. چرا از کوی دانشگاه تهران آغاز شد و در ان سازماندهی شد ؟
  3.  چرا اعتراضات شب سازماندهی شد ؟

چرا این اعتراضات به صورت یک سمینار و یا همایش صورت نگرفت ؟ چرا در داخل دانشگاه صورت نگرفت ؟ اینها سوال های دیگری است که در این رابطه می توان پرسید . واقعیت واقعا چیزی غیر از این است .

چرا خرداد 1382 همچون آبان 1381 فراگیر شد و تمام سطح کشور را در بر گرفت ؟ اعتراضات در تیر 1378،  4 روز بود در حالی که در خرداد 1382 بیش از یک هفته ، هر دوی این اعتراضات خیابانی شدند ولی گستردگی تیر 1378 در خیابان ها بسیار وسیع تر از خرداد 1382 بود . در حقیقت میزان خشونت خرداد 1382 بسیار بیشتر از تیر 1378 بود چرا که برای اولین بار دانشجویان به درگیری مستقیم با نیروهای ضد شورش و لباس شخصی روی آوردند و ضد و خورد به صورت مستقیم بود اتفاقی که پیش از این نیفتاده بود . دانشجویان برای اولین بار در درگیریهای خیابانی شبانه با نیرو های ضد شورش و لباس شخصی وارد زد و خورد می شدند بدون اینکه ابایی از اتفاقات بعدی دتاشته باشند . در تیر 1378 اگر نماینده ی اصلاح طلبان مورد اعتماد بود در خرداد 1382 تنها چیزی که نصیبش می شد فحش بود و شعار هایی که حکایت از « خیانت » او داشت و خواستار « استعفا» او می گشت .

این بار دانشجویان هیچ امیدی به کسی غیر از خود نداشتند چون حتی روزنامه ها نیز از پوشش اخبار آنها منع شده بودند و جز اخباری کلی چیزی از وقایع اتفاقیه انعکاس پیدا نمی کرد . اینترنت و ماهواره بزرگترین منبع اطلاع رسانی شده بودند ولی معترضین نمی توانستند بیننده ی آنچه باشند که از تلاش آنها انعکاس می یافت .

هیچ چیز نمی تواند بازگو کننده انچه باشد که در خرداد 1382 بر دانشگاه می گذشت .

 

نوشته شده توسط فرید هاشمی  در ساعت 21:56 | لینک  |